وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

به زودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی

وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

به زودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی

زخمی در بیابان های تنم... تنها...

خواستم بهترین خودم باشم، خسته ترین خودم شدم...

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

مال من

يكشنبه, ۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۳۹ ق.ظ

سلام

دیروز پیاده به خونه میرفتم

با خودم فکر میکردم که یه هدفونی چیزی بگیرم تا آهنگ گوش بدم، آخه من عاشق آهنگم، بعد دیدم که خب اجازه ی خرید ندارم... گفتم به درک پیاده میام و فکر میکنم...

به این فکر کردم که قراره برج 3 یا 4 یا هر وقت که شد ماشینو بفروشیم و خونه بگیریم، همین چند روز یا هفته ی آینده هم یه ماشین پراید یا تیبای داغون بگیریم که اسنپ کار کنیم...

دیروز هم فالم از دوری از مال اندوزی نوشته بود، حالا میدونین چی شد؟!

این روال یعنی ما یه خونه میخریم و میدیم اجاره یا رهن، بعد با ماشینمون که تیبا یا پراید میشه کار میکنیم و کار میکنیم، رهن خونه تبدیل به سرمایه و بعد هم شاید کمی اجاره بشه، بعد از یکی دو سال ماشین عوض میکنیم و همین طوری دنبال بهتر کردن ماشین و خونه و پول و .....

چقدر خوب بود اگه هم عقیده و هم فکر من با من زندگی میکرد...

ولش...

فکر میکردم که الان دیگه سوار ماشین چند میلیاردی (به برکت تورم وحشتناک) نیستم، الان آهنگ با صدای بلند گوش نمیدم، الان دیگه سقف ماشینا رو نمیبینم، الان با فرمون برقی ساخت چین رانندگی نمیکنم...

همه ی اینا رو گفتم که بگم "من" ماشین 3 و خورده ای میلیاردی سوار میشم؟! نه!!

میخوام بگم که من یه حسابدار ساده ام و با همسرم دوتایی کار میکنیم و با کم خرج کردن و پس انداز خیلی زیاد و شانس و اول از همه و آخر از همه کمک خدا تونستیم ماشینی بخریم که هیچ وقت فکر نمیکردیم بتونیم سوارش شیم...

 

خب "من" چیکار کردم؟؟!

من هیچی نیستم، هر کس دیگه ای میتونه بخره، هر کس دیگه ای میتونه داشته باشه، من تنها پس انداز کردم، وام و قرض گرفتم، پس من هیچی نیستم، اصلا نه تولیدی دارم، نه آدم خاصی هستم و نه پدر پولداری دارم!

خب حالا گیریم که من یه نخبه ام که اختراعی میکنم و پول هنگفتی میگیرم، حالا آیا میتونم بگم "مال من"؟؟؟ نه

من مغزم و فکرمو همه و همه از خدا دارم، خدا اگه نخواد من هیچی نیستم...

پس چرا غرور میکنم وقتی سوار اون ارابه ی وحشتناک ساخت چین میشم؟؟!

ای کاش سریع تر بفروشیم... نه برای خرید خانه، برای اینکه دیگه سوارش نشم، برای اینکه خدای نکرده خواسته یا ناخواسته کسی رو کمتر از خودم نبینم...

من خیلی کوچک و حقیرم که وقتی قرار بر فروش شد کمی مقاومت کردم، چرا نگفتم الان بفروشیم؟؟؟!

 

ای کاش من آزاد بودم، برای گفتن همین حرف ها، برای ابراز عقیده ام، برای اینکه حداقل به اطرافیانم بگم که میشه این مدلی بود، برای اینکه جلوشون قسم بخورم که خدا اینطوری راضی تره...

چرا قبلا فکر میکردم فلان ماشین قدرتش بالاتره و کاش روزی بخریمش؟؟ چرا فکر میکردم باید ماشینمو اسپرت کنم؟؟!

اینا هیچ وقت به دردم نمیخوره و تنها روی قلب و روحم پرده میندازه...

 

کاش سریع تر بفروشیمش...

 

من هم چیزایی رو دیدم که حالم خوب نیست...

 

خدایا بی نهایت شکرت

  • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۴۲

نظرات (۱)

آن قَدَر از خواهشِ دل سوختیم

تا چنین بی خواهشی آموختیم..... :)

جوابتون:
بله
 دقیقا

هر چه میخواهد دلِ تنگت بگو! زود باش بگو دیگه! اَههههههه!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">