وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

به زودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی

وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

به زودی پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی

زخمی در بیابان های تنم... تنها...

خواستم بهترین خودم باشم، خسته ترین خودم شدم...

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
نویسندگان

پراید

سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ

سلام

همسر من نیز مانند خیلی از بانوان ایرانی و غیر ایرانی امنیت مالی از همه چیز برایش مهم تر است! همیشه میگوید میخواهم به یه نقطه ی امن مالی برسم تا دیگر با خیال راحت بتوانم زندگی کنم! اما تا به حال آن نقطه را نه من دیده ام و نه خودش!

 

گفتم که قرار است پراید بگیریم و ماشین دیگر را به عقد پارکینگ دربیاوریم، پراید را چهارشنبه شب خریدیم، به قیمتی ناچیز و در عین حال بالا! با خیلی خیلی زیاد قرض و وام..

بگذریم، هفته ی گذشته که پنج شنبه تعطیل بود به همسرم مرخصی دادند و به من نه! ما هم رفتیم شهرستان و قرار شد تمام تلاشمان را بکنیم تا پراید بخریم و من با پراید برگردم سرکار و بعد از کار برای جمعه دوباره با سواری برم شهرستان! این اتفاق افتاد و من برای معدود دفعات (حدودا 3 بار) تنهایی سوار ماشین شدم و جاده را طی کردم همراه با دو سه تا مسافر گذری...

بگذریم...

جمعه که برگشتیم ماشین اصلی را فرعی کردیم و به عقد پارکینگ درآوردیم!

از شب بعدش هم شروع کردیم به اسنپ رفتن!

نمیدانم خوشکلم یا اخلاقم خوبه که همسر نمیگذارد تنهایی حتی اسنپ برم و با من میاد! آره دو نفری!

 

حالا همسر تایم استراحت ظهرش را اسنپ میرود و بعد از تعطیلی بعد از ظهر هم چند مسافر میزند! دمش گرم!

من هم بعد از نماز مغرب و عشاء و حدود ده دقیقه استراحت دوباره بلند میشم و با همسر به خیابان های شهر میرویم برای جمع کردن پول قسط ماشین و هزاران قسط دیگر!

هیچ شبی زودتر از 11 و نیم به خانه نرسیدیم و گاهی تا 1 شب هم بیرون مسافر جا به جا کردیم!

میگوید تا عید اینجوری سخت کار میکند، اما خب من هم بدم نمی آید چرخیدن در شهر کار جالبی ست!

 

اما خستگی و کم خوابی و نداشتن وقت آزاد هر کسی رو اذیت میکنه، آن هم وقتی که صندلی پراید ملی نیاز به تعمیر دارد و فعلا نباید بهش فشار بیاری...

 

من که مرد هستم و باید این مدلی کار کنم ولی او که زن است واقعا ظلم است! من که میگویم نیاید و خودش اصرار دارد که حتما باید باشد...

دمش گرم

دمش گرم

دمش گرم

 

این روزها نه روزم را میفهمم نه شبم را!

 

خدایا بی نهایت شکرت

  • 💕 پسر خوب 💕
  • تعداد عزیزانی که این مطلبو دیدن: ۱۱

نظرات (۱)

دمش گرم

 

دمش گرم

 

دمش گرم

 

واکنش من هم بعد از خوندن این پست نسبت به همسرتون همین بود....

 

و البته دم شما هم گرم :)

 

 

جوابتون:
ممنونم
من که کاری نمیکنم...
دمش گرم که واسه چیزی که میخواد صدشو میزاره..

هر چه میخواهد دلِ تنگت بگو! زود باش بگو دیگه! اَههههههه!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">